۱۳۸۸ اسفند ۲۶, چهارشنبه

طرح فوری (13 نوروز سبز) در حمایت از بیانه اخیر آقای موسوی

در حمایت از بیانیه جناب آقای مهندس موسوی جهت حمایت از اقشار پایین دست و کارگر جامعه ، ما اهالی بالاترین سعی داریم تا سریعاً به حکومت کودتا نشان دهیم تاثیر این سخنان که از رهبر دلهای مردم برآمده بسیار نکته سنجانه و تاثیر گزارتر از سخنان تکراری و بدون درایت رهبر نظامی کشور بوده و نشان دهیم نامگذاری سالها و سخنرانی ابتدای سال برای آقای خامنه ای تبدیل به بازیچه ای جهت خود نمایی و بهره برداری سیاسی برای استحکام رهبری خود شده وتحت لوای نامهایی چون سال ولایت امیرالمومنین ، سال وحدت و انسجام اسلامی و ... با هزینه هایی گزاف توسط سازمانهای دولتی جهت تقویت بدنه سست و پایه های ضعیف و غیر مردمی رهبری ایران تبدیل شده.
اما گذشته از این گزافه گوییها این سالها همانگونه که آقای موسوی روی آن تاکید داشتند سالهای بسیار سختی برای اقشار پایین دست جامعه ، بخصوص قشر کارگر بوده و حتی خود دولت در سازمانهای خود با طرح پرسنل پیمانکاری و شرکتی دست به استعمار گسترده نیروهای کار جوان کشور زده و سعی دارد با تنگ کردن عرصه بر مردم تمام همت خود را جهت حد اکثر استثمار این گروه و به استضعاف کشاندن آنها داشته باشد تا ذهن نیروهای جوان کشور را درگیر معیشت روزانه خود کرده و بتواند همچنان به حکومت ناحق و زورگویانه خود ادامه دهد ، چیزی که آقای خامنه ای در طول چندین سال حکومت شبه پادشاهی خود بر این مردم ندیدند و هیچ حرکتی برای حل مشکلات این اقشار نکردند ، چندی پیش دردنامه یکی ازعزیزان هموطن را به آدرس ( ) منتشر کردیم و تیزبینی و دقت آقای موسوی را در درک مطالب روز جامعه و همراه ساختن اقشار مختلف جامعه و ایجاد وحدت برای رسیدن به ایرانی آزاد و آباد میستاییم .
پس جا دارد تا در حمایت از سخنان آقای موسوی در بیانیه اخیر، روز 13 نوروز را روز همدلی با قشر کارگر نامیده و همراه با خانواده های خود در این روز ملی ، در کنار اقشار پایین دست جامعه باشیم و این روز بزرگ را جشن بگیریم و در تهران و سایر شهرستانها 13 نوروز(سیزده بدر) را در پارکها و نقاط پایینی شهر که اقلب کارگر نشین هستند بگزرانیم و نشان دهیم حالا که دولت کودتا این قشر از مردم و مشکلاتشان را به فراموشی سپرده ما در کنارشان هستیم و امسال را همراهشان و در همراهی با مطالباتشان سپری خواهیم کرد و تا رسیدن به ایرانی که در آن هیچ نیازمندی (که علاوه بر ساعتها کار روزانه همچنان فقیرتر و نیازمند تر میشوند) نداشته باشیم . ما بیشماریم

۱۳۸۸ بهمن ۲۶, دوشنبه

من "گرسنه ام" شما را به خدا فقط یک تکه نان ... (من ایرانیم ، ایرانی)

(این متن را تا پایان بخوانید این داستان کاملاً واقعیست)
من یک کارمند پیمانکاری (شرکتی) دولت هستم که مثل میلیونها کارمند دیگر در استثمار دولت مهر قرار گرفته ام .
حقوق من 270 هزارتومان است : من مهندس هستم و در یک شرکت دولتی به طور پیمانکاری بکار گرفته شده ام .
من همسر و یک فرزند یک ساله دارم : در جنوب تهران زندگی میکنم : کرایه خانه من با چهارمیلیون تومان پول پیش 180 هزارتومان است من با بقیه حقوق نمیتوانم کرایه راه بدهم لباس بخرم شیر خشک بچه را تهیه کنم یا میوه و گوشت بخرم و حتی مهمانی بروم: خانه من آنقدر شبیه دخمه است که در یک سال گذشته حتی یکبار هم میهمان، به غیر از پدرومادر من و همسرم کسی را دعوت نکرده ام .
من هنوز اقساط وام ازدواج و همان چهر میلیون پول پیش خانه را پرداخت میکنم : من هنوز ماهانه مقداری پول از پدر کارگرم میگیرم : طبق قانون دولت من حق استفاده از وام در اداره را ندارم حق استفاده از سرویس و هزینه درمان و بیمه تکمیلی بن خاروبار و امکانات رفاهی مثل سینما و استخر، بن کتاب و سالنهای ورزشی حتی متعلق به دولت را هم ندارم ...
همکاران رسمی و قرارداد دولتی من حدود یک میلیون تومان حقوق میگیرند و حق استفاده از تمام امکانات بالا و حتی سایر امکانات خصوصی با هزینه دولت را هم دارند... آنها هر یک ماه درمیان حدود دو میلیون تومان به عنوان دوبرج حقوق و مزایا هم دریافت میکنند پاداش هم دارند و ما فقط سالی یکبار در 22 بهمن 10 هزارتومان بیشتر به عنوان عیدی دریافت میکنیم که آنهم از عیدی اسفند ماهمان کم میشود ....
بقیه کارکنان ما کار زیادی ندارند و چون رسمی هستند کسی نمیتواند به آنها حرفی بزند اما اگر من یک ساعت مرخصی بگیرم و یا کارهار عقب افتاده کارکنان رسمی را انجام ندهم ، یکماه نشده اخراجم ... من برده ام ، نیستم ؟
رهبرا این طرح اقتصادی اصل 44 شما کمر مارا شکست شما رهبر ما نیستید ؟ یعنی همه ما باید اینجوری زندگی کنیم تا شما به رو سیه و چین باج بدید تا چند سال بیشتر رهبری کنید؟ یعنی رهبری شما از شکم بچه های خردسال ما واجب تر است ؟ رهبرا این چماق را بردار از سر ما ... چند ماه پیش در آغاز درگیریها تمام معوقه های کارکنان رسمی پرداخت شد ... رهبرا سنگ دست آنها که شما فکر کرده اید نیست که آنها را بخرید ، دست من است ، دست همسرم است و فردا نیما هم در کنار ما خواهد بود ...
دوستان ... مشکل ما امکانات رفاهی خرید لباس هزینه بچه و مشکلات و بیماری من و همسرم که نتوانسته ام هزینه درمان راتهیه کنم نیست مشکل ما هزینه و کرایه راه یا خرید میوه و گوشت برای میهمانی یا شیر خشک بچه نیست ... مشکل ما نان است
دوستان ، بخدا من گرسنه ام گرسنه گرسنه گرسنه گرسنه گرسنه گرسنه... من سوء هاضمه گرفته ام زخم معده دارم بخدا من گرسنه ام گرسنه گرسنه ( من ایرانیم ، ایرانی)

۱۳۸۸ بهمن ۲۳, جمعه

مشاهدات یک شهروند سبز کتک خورده درروز 22 بهمن و انتقاد از بی برنامه گی جنبش

"مشاهدات یک شهروند سبز کتک خورده درروز 22 بهمن و انتقاد از بی برنامه گی جنبش"
قابل توجه دوستانی که برای 22 بهمن مسیر جایگزین معرفی کردند : بی برنامه گی جنبش در روز 22 بهمن فاجعه بود، خود من مسیر های اطراف خیابان آزادی ، جناح و طرشت را بارها بالا و پایین کردم تا بدانم سبزها کجا هستند در حالی که میدیدم بسیاری از بچه های طرفدار جنبش مثل من در خیابانهای اطراف آن سرگردان هستند و سر انجام به خانه هایشان رفتند جلوی یکی از مغازه ها در حالی که دیدم تعداد زیادی از جوانان در حال صحبت هستند که آنها هم در هیچکدام از مسیرها سبزها را ندیده اند و از همه بدتر ناراحت بودند که چرا ناخواسته در میان جمعیت طرفدار آقای احمدی نژاد گرفتار آمده اند و احتمالاً قسمتی از تصویر هوایی طرفداران کودتا بودند این در حالیست که به جرات قسم میخورم تعداد کسانی که مثل ما در این میان گرفتار آمده اند بیش از آن چیزی باشد که تصور میکنیم، در آخر تقریباً به اطمینان رسیده بودم که اصلاً امروز از سبزها خبری نبوده، در جمع کوچکی پسر حدوداً 23 ساله ای را دیدم که باز هم با بحث مشابه آنچه گفتم با بغض در حال گریه کردن بود ، به سمت خیابان جناح رفتم که به سمت خانه حرکت کنم که دیدم تعداد زیادی ماشین ضد شورش احتمالاً به سمت صادقیه میروند در حالی که حضور یک بالگرد را بالای این منطقه برای مدت زیادی دیده بودم شکم تبدیل به یقین شد که احتمالاً تعدای از سبزها در این منطقه هستند ، با سرعت خودم را حوالی فلکه دوم صادقیه(آریا شهر) رساندم و متوجه شدم گروه زیادی از نیروهای ضد شورش اطراف میدان حضور دارند و اجازه ایستادن و تردد در میدان را نمیدهند از چیزهای سوخته کنار خیابانها (احتمالاً سطل آشغال) متوجه شدم لحظاتی پیش اینجا درگیری بوده جمعیتی را هم شاهد بودم که در قسمت شمالی و غرب میدان تجمع کرده اند و پلیس هم سعی در متفرق کردن آنها دارد، تعدای را هم دیدم که با داشتن عکس خامنه ای و احمدی نژاد و شعار مرگ بر منافق (حدود 100نفر) خود را به سرعت از ابتدای بلوار فردوس به سمت متروی صادقیه میکشاندند سعی کردم از مسیر کانال کنار فلکه صادقیه خودم را سریعتر به آنجا برسانم با رسیدن به انتهای خیابان شاهد سوختن چندین سطل آشغال و دکه ای که احتمالاً برای حضور پلیس بوده و یک موتور سیکلت ضد شورش بودم، کمی پایینتر روی کف آسفالت مقداری خون تازه ریخته بود که نمیتوانستم پیشبینی کنم چه بوده ، خود را به جمعیتی که کمی پایینتر بودند رساندم آنها از من میپرسیدند که راه باز بود یا نه که ناگهان تعداد زیادی با لباسهای غیر متعارف و سرپوشهایی که فقط دو چشم ودهانشان معلوم بود به سمت مردم که حتی در این لحظه شعار هم نمیدادند حمله کردند و چند ضربه هم به پای راست من برخورد کرد که دیگر امکام دویدن نداشتم یکنفر هم کمی بالاتر بایک دوربین بزرگ و پوشش نیروهای امنیتی مشغول فیلمبرداری از مردم بود میدیدم تعدادی از مردم رهگزر نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که ناگهان موتوری نزدیک شد و از نیروهای آنجا خواست به سمت پایینتر بروند و به مردم هم اشاره میکرد حرکت کنند و تجمع نکنند منهم که درد شدیدی از ناحیه پا داشتم سعی میکردم خودم را از زیر ضربه های نیروهای گذری کنار بکشم که خانم تقریباً مسنی هم به طرفم آمد و مرا به گوشه سمت چپ خیابان که خلوت شده بود کشاند میخواستم بنشینم که گفت بهتر است تا میان کوچه نزدیک به آنجا بروم چون ماندنم با این وضع در خیابان خطرناک است که دستم را گرفت و کمک کرد تا کوچه برسیم و آنجا کناردرب یک خانه نشستم و از ایشان خواستم به مسیر خودش ادامه بدهد چون حالم خوب است ، چند دقیقه ای همانجا نشستم و بعد چون دیدم امکان راه رفتن سریع ندارم سعی کردم زمانی که احساس میکردم مسیر خلوت تر شده خود را به مترو برسانم در مسیر هنوز درگیریهای پراکنده ای بود که مشاهده کردم تعدادی موتور سوار هم خود را به حوالی آنجا رساندند ، کنار درب مترو هنوز تعدادی با هم در گیر بودند که با رسیدن متورسوارها در حال متفرق شدن بودند وقتی داخل مترو رسیدم تعداد زیادی از همان جمعیت داخل آمدند و در همان موقع باجه های بلیط را بستند و گیتها را باز کردند تا حجم زیاد مردم آنجا تجمع نکنند و احتمالاً درگیری پیش نیاید، منهم در حالی که سوار مترو میشدم هنوز فکرم مشغول این قضیه بود که اگر برنامه ریزی مناسب برای حضور مجتمع در خود میدان صورت میگرفت نه دولت کودتا به این راحتی سخنرانی میکرد تا از 200 شبکه خبری پخش مستقیم شود نه تعداد سبزها به اندازه ای بود که نیروهای ضد شورش جرات کنند به طرف آنها حمله ور شوند ، دوستان من احساس میکنم ما در مسیر برنامه دولت قرار گرفتیم و طبق برنامه آنها به مسیرهای جایگزین رفتیم تا برای کنترل میدان آزادی و خیابان آزادی مشکلی نداشته باشند و اینگونه هم شد... اگر این تفکر من درست باشد که احتمالاً هم هست براستی چه باید کرد ؟ مطمئن باشید اگر برنامه درستی نداشته باشیم و اجازه دهیم به راحتی در میان ما نفوذ کنند همانند آنچه روز عاشورا و 22 بهمن رخ داد رنگ جنبش را کم کم کمرنگ و کمرنگ تر خواهند کرد ... و ما نباید بگزاریم !!!

۱۳۸۸ بهمن ۱۴, چهارشنبه

آقای موسوی شک نکن ...

رهبرمسلسلها(خامنه ای) در تقابل رهبر دلهای مردم (موسوی)
آقای موسوی، شک نکنید اگر امروزخامنه ای فرمانده کوچک اسلحه های این شهرشده و کنترل خیابانهای شهر را به دست گرفته ، شما فرمانروای بزرگ دلهای مردم هستید و تبدیل به رهبر دل و جان و ایمان مردم ایران شده اید، و بر فکر و ذهن و آمال و آرزوهای آنان فرمان میرانید. امروز همه لجاجت و سرسختی حکومت برای دریدن سینه های مردم و به خاک و خوک کشاندن جوانان آنها اینست که روز 25 خرداد دیدند که مردمی که هیچگاه برای آنها به خیابانها نیامدند چگونه در اوج تهدید و اسلحه کشی و نا امنی در تهران 7 میلیون نفره با حضور 3 میلیونی خیابانهای تهران را سبز کردند و این در حالی بود که بسیاری نیز علیرغم اینکه دلهایشان با همین مردم بود از زور گلوله و باتوم چماقداران به خیابانها نیامدند اما روزی خواهد آمد که آنهاهم در صف فشرده مردم به خیابانها بیایند! حال آنکه با هزاران وعده و وعید گرفته تا آوردن اجباری کارمندان و پخش ساندویچ و کیک و ساندیس و شکلات آنهم در امنیت کامل و حتی آوردن مردم از شهرستانها، قلبهای ولایی مردم به 40 هزار نفر هم نرسید !
شکی نیست اگر هر حکومتی در هر جای دنیا بخواهد با گلوله بستن مردم حکومت کند محکوم به فناست! شاید بشود مدتی با گلوله و باتوم بر آنها حکومت کرد اما جایی که مردم حکومت را نخواهند آنجاست که نقطه پایان کار آن نظام فرا رسیده است ...
در طول تاریخ جنگهای زیادی صورت گرفته و در بزرگترین جنگهای دنیا مثل جنگ جهانی اول و دوم کشورهای زیادی و خاکهای بسیاری به تصرف این و آن درآمدند اما هیچکدام نتوانستند با زور اسلحه و توپ خود را ابدی کنند و بلاخره این مردم بودند که صاحبان اصلی خاک خود شدند ! تاریخ ثابت کرده که اگر مردمی دلهایشان با حکومت نباشد آن حکومت پابرجا نخواهد ماند . چه برسد به امروز که حتی فرزندان آنها هم با آنها نیستند.

امروز حتی آقای رفسنجانی دریافته با همه قدرت و نفوذی که در حکومت دارد و با همه بنیه مالی خود و فرزندانش اگر مردم کنار او نباشند جایی در ایران ندارد پس قدرت را برای میل به هدفی بزرگتر یعنی در کنار مردم بودن و بدست آوردن حمایت آنها نادیده میگیرد.
آقای موسوی ... به خون پاک شهیدان سبزمان قسم، شک نکنید اگر امروز خامنه ای فرمانده حقیر گلوله مسلسلهای این شهراست، شما فرمانروای بزرگ دلهای مردم هستید ، یعنی چیزی که خامنه ای و فرزندانش از آن به وحشت افتاده اند، و شک نکنید که پیروزی همیشه با اکثریت است و شما در اکثریت مطلق هستید، همانگونه که همه دیده اند و میدانیم. آقای موسوی ، شک نکنید که اگر امروز به این باور نرسید که مردم با شمایند و برای نجات خویش و شما چشم به شال سبز و مقدس شما دوخته اند فردا با هزاران دروغ و نیرنگ اعتماد مردم را از شما میگیرند. آقای موسوی ما پسران و دختران شما هستیم و امروز با دل و جانمان در کنار شما هستیم و شما هم به این حضور پر شور و آزاده لبیک بگویید و فریاد بزنید همه آنچه را که خواست شما و مردم است فریاد بزنید آزادی و آزاده گی را و در کنار مردم بمانید .
شک نکنید این جماعت لجوج و پر عقده اگر راهی پیدا کنند همه فرزندانتان را به خاک و خون میکشانند و کافیست ببینند این رشته اتحاد پاره شده ...
شک نکنید اگر روزی بگویید که راهتان را از راه این مردم جداکرده اید یا آنها را در چند گروه بخوانید، بهترین فرصت را داده اید تا پیکر پاک بهترین جوانان این کشور را به خاک و خون بکشانند همانند عاشورا که سکوتتان را بهانه کردند، چه برسد به روزی که همدلی هم از شما نبینند..! امروز چنان بی حیایی را بالا برده اند که حکم اعدام را برای جوانان این کشور به خاطر اعتراض و سکوت اجرا میکنند، آقای موسوی آیا اینها همانهایی نیستند که زمانی شعار خمینی کجایی موسوی تنها شده را شنیدند به خیابانها آمدند تا دنیا بفهمد موسوی تنها نیست و شعار آزادی و آزاده گی هنوز در این کشور زنده است ؟ امروز که اینها اعدام شدند آیا میشود دوباره به آنها زندگی داد ؟ مگر نه که پیامبرمان فرمودند مرگ یک انسان برابر با مرگ همه جامعه است ؟ آقای موسوی پس چرا ساکت نشته اید ؟ چه جواب باید به خانواده این جوانان که پس از سالها تلاش در کشور فقر و گرسنگی فرزندانشان را تحویل جنبش سبز شما داده اند و امروز جنازه هایشان را تحویل میگیرند باید داد؟ اگر خون گریه کنیم اینها باز میگردند ؟ پس اجازه خونریزی بیشتر را به اینها ندهید .
امروز وقت آن رسیده که برادران نظامی میهنمان نیز به فرمان شما از دلهای خود پیروی کرده و صف خود را از صف جنایتکاران جدا کنند و بدانند برادران و خواهرانشان که امروز در خیابان اسلحه سکوت به دست گرفته اند دشمنان مسلح مرزهای خارجی نیستند تا فردا در پیشگاه مردم ایران و خانواده های شهدا شرمنده نباشند و محکوم به انسان کشی نشوند.
دستان همپیمانان خود مثل کروبی و خاتمی را در کنار مردم بسختی بفشارید و بدانید امروز ملت ایران به نقطه تاریخ ساز خود و پیوستن به مردم آزادیی خواه جهان رسیده و وقت آن شده که همانند همه ملتها مرزها را کنار گذاشته و به مردم جهان بپیوندند و همانند آنچه اسلام ناب میگوید ثابت کنند انسانها و ملتها با هم برابرو برادرند و انسانیت ملاک ارزش انسانهاست و از اسلام دروغین اسلام ستیزان درنده خو، انسان کش و متحجر برائت کنیم. بیایید اجازه ندهیم رهبران اسلحه و تانک و باتوم بر این مردم حکومت کنند که این حکومت ها محکوم به تمکین در برابر اراده آهنین مردم هستند پس شک نکنید این آزاده گی را ...
وعده ما 22 بهمن سبز تهران – یا حسین میرحسین (رسانه واقعی خود شمایید)

۱۳۸۸ بهمن ۱۱, یکشنبه

حفظ آرامش رمز پیروزی جنبش سبز

در شرایط کنونی و بحران حاکم بر اجتماع پیشنهاد مهم و اصولی خیرخواهان مردم ایران اینست که با خفظ آرامش و جلو گیری از هرگونه خشونت و درگیری مانع برخورد خدا نشناسان با مردم شده و همه برای جلوگیری از اعدام زندانیان اسیر در زندانهای حکومت در کنار رهبران جنبش و پیرو خط مشی آنها حرکت کنند . و با توجه به دعوت صریح آقایان موسوی خاتمی و کروبی با حضور چشمگیر در راهپیمایی 22 بهمن یکبار دیگر برای صیانت از حقوق از دست رفته ملت ایران تلاش کنند .

۱۳۸۸ بهمن ۸, پنجشنبه

"اعدام" نکنید تا اعدام نشوید !

"اعدام" نکنید تا اعدام نشوید !
اعدام نکنید تا اعدام نشوید ! نکشید تا کشته نشوید ! امروز که حیا را خورده و آبرو را قی کرده اید حکم اعدام را برای جوانان این کشور اجرا میکنید ؟ جرمشان این است که حق خود را طلب کرده اند و شعار حق طلبی و سکوت پیشه کرده اند ؟ پیامبر گرامی اسلام فرمودند مرگ یک انسان برابر با مرگ همه بشریت است و شما امروز پاکترین جوانان این کشور را به خاک و خون کشیده اید ! پس بشریت را به نابودی کشانده اید !
آنچه امروز شما بهتر از هرکس دیگر فهمیده اید اینست که به انتهای خط رسیده اید و این حرکات نشان از دست و پا زدن در گردابی است که خود برای خود ساخته اید ! اما شک نکنید ملت ایران در برابر این ستمی که به آنها و جوانان پاکشان روا داشته اید بی تفاوت نخواهد ماند . تا دیروز که هر کسی را در خیابان برای کشتار مردم مسلح کردید بهانه تان این بود که آنها هم مسلح بودند یا به اسلحه خانه حمله کرده بودند و یا اینکه شما نکشتید و کار منافقین بوده ! اما امروز چه جوابی دارید ؟ به خیالتان میتوانید فردا جواب این خونهای ریخته شده را بدهید ؟ خدا را گواه میگیرم که این خونهای به ناحق ریخته شده فردا دامن شما را خواهد گرفت ، پس بترسید از خشم این مردم جوان مرده و بیگناه که فردا به خونخواهی پاکترین جوانان این خاک سرخ بپا خیزند و بترسید از این مدارای خاموش فرزند مرده های صبور. امروز از پس هر جوان آزاده به دست شما هزاران جوان دیگر به صف این موج سبز اضافه خواهد شد اما شما فردا از هرچه که بخواهید توبه کنید از جنایت و خونریزی توبه ای نه بر درگاه مردم و نه درگاه خدا پذیرفته نیست ، پس بترسید از روزی که دادگاه خونخواهی این جانایات را روی این خاک برگزار کنند آنچنان که همیشه در تاریخ دیده ایم، پس بترسید و العان اگر کسی هنوز در میان شما مانده که دستش به خون کسی آلوده نشده توبه کند و به آغوش ملت بازگردد تا فردا خون این بیگناهان گریبان شما را هم نگیرد ، و اعدام نکنید تا اعدام نشوید و نکشید تا کشته نشوید ، ساده بگویم خود را پیش مرگ و قربانی جنایتکاران عالم نکنید

۱۳۸۸ دی ۱۵, سه‌شنبه

مجلس خانه ملت یا خانه شیطان ؟


با درخواست حکم اعدام برای محارب ظرف 5 روز برای زندانیان پس از انتخابات و امضاء آن توسط گروهی از نمایندگان معلوم نیست مجلس خانه ملت است یا خانه شیطان !

رضا خادمی یکی از دستگیرشدگان اعتراضات پس از انتخابات نیز در این رابطه به اعدام محکوم شد. وی روز ۲۳ خرداد در منزل پدریش در افسریه تهران دستگیر شده. مبنای دستگیری وی عکسی است که او را در حال پرواز دادن یک بالن سبز در خیابان نشان می‌دهد.

نسرین ستوده وکیل وی می‌گوید: «آقای رضا خادمی موکل ۲۳ ساله‌ی من صرفاً به دلیل این که بالن سبزی را هوا کرده بود، توسط شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به اعدام محکوم شده و تاکنون از ورود وکلا در پرونده جلوگیری به عمل آمده است. نه تنها شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی با توهین به وکیل پرونده از ورود و حضور وکیل در پرونده جلوگیری به عمل آورد، بلکه شعبه‌ی ۳۱ دیوان عالی کشور هم تاکنون اجازه‌ی مطالعه‌ی پرونده را به وکلا نداده است».


محمدرضا علی‌زمانی، حامد روحی‌نژاد، ناصر عبدالحسینی و آرش رحمانی‌پور از جمله کسانی هستند که در اعتراضات پس از انتخابات دستگیر شده و برایشان حکم اعدام صادر شده است.

دادگاه تجدیدنظر در روز ۳۰ آبان‌ماه حکم اعدام محمدرضا علی‌زمانی را تایید کرد.


مطهری درباره تقاضای حکم اعدام محارب در مجلس اینچنین میگوید :حسینیان کلا علاقه خاصی به اعدام دارد...

عضو شاخص فراکسیون اصولگرایان در واکنش به طرح حامیان دولت در مجلس برای اجرای حکم محارب ظرف 5 روز گفت:«این طرح ناشی از روحیات افراطی و تند برخی از طراحان مخصوصا آقای حسینیان است.»

علی مطهری در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، در خصوص تهیه طرحی با 36 امضا از سوی حامیان دولت برای اجرای حکم محارب ظرف 5 روز و اشاره آنها به حوادث پس از انتخابات در مقدمه طرح، اظهار داشت:«آقای حسینیان کلا علاقه خاصی به اعدام دارد.»

وی در واکنش به خبرنگار که پرسید این صحبت شوخی است؟ اظهار داشت:«جدی می‌گویم.زمانیکه ایشان قاضی بود حکم‌های اعدام بسیاری صادر می‌کرد و این به روحیات ایشان بر می‌گردد.»

فرزند شهید مطهری در پاسخ به این سئوال که آیا هدف از این طرح‌ها و اقدامات افراطی، تند کردن فضا نیست، تصریح کرد:«این حرکات افراطی هیچ نتیجه‌ای ندارد، باید علل را از بین برد.»

وی گفت:«باید دید علت این حوادث چیست؟افرادی که امسال روز عاشورا به خیابان آمدند و اعتراض کردند شاید سال گذشته در دسته‌های عزاداری بودند، چه شده که امسال چنین کاری انجام داده است؟»

مطهری تاکید کرد:« البته کسانیکه دست به تخریب زدند و آسیب رساندن به اموال عمومی را انجام دادند باید مجازات شوند، ولی باید توجه داشته باشیم که سوزاندن ریشه‌های این علل مهمتر از هر چیز دیگر است.»

نماینده تهران خاطر نشان کرد:«بنده با این طرح مخالف هستم و این طرح را ناشی از روحیات طراحان مخصوصا آقای حسینیان می‌دانم.»

http://www.peykeiran.com/Content.aspx?ID=10237
http://www.schrr.net/spip.php?article7757