"مشاهدات یک شهروند سبز کتک خورده درروز 22 بهمن و انتقاد از بی برنامه گی جنبش"
قابل توجه دوستانی که برای 22 بهمن مسیر جایگزین معرفی کردند : بی برنامه گی جنبش در روز 22 بهمن فاجعه بود، خود من مسیر های اطراف خیابان آزادی ، جناح و طرشت را بارها بالا و پایین کردم تا بدانم سبزها کجا هستند در حالی که میدیدم بسیاری از بچه های طرفدار جنبش مثل من در خیابانهای اطراف آن سرگردان هستند و سر انجام به خانه هایشان رفتند جلوی یکی از مغازه ها در حالی که دیدم تعداد زیادی از جوانان در حال صحبت هستند که آنها هم در هیچکدام از مسیرها سبزها را ندیده اند و از همه بدتر ناراحت بودند که چرا ناخواسته در میان جمعیت طرفدار آقای احمدی نژاد گرفتار آمده اند و احتمالاً قسمتی از تصویر هوایی طرفداران کودتا بودند این در حالیست که به جرات قسم میخورم تعداد کسانی که مثل ما در این میان گرفتار آمده اند بیش از آن چیزی باشد که تصور میکنیم، در آخر تقریباً به اطمینان رسیده بودم که اصلاً امروز از سبزها خبری نبوده، در جمع کوچکی پسر حدوداً 23 ساله ای را دیدم که باز هم با بحث مشابه آنچه گفتم با بغض در حال گریه کردن بود ، به سمت خیابان جناح رفتم که به سمت خانه حرکت کنم که دیدم تعداد زیادی ماشین ضد شورش احتمالاً به سمت صادقیه میروند در حالی که حضور یک بالگرد را بالای این منطقه برای مدت زیادی دیده بودم شکم تبدیل به یقین شد که احتمالاً تعدای از سبزها در این منطقه هستند ، با سرعت خودم را حوالی فلکه دوم صادقیه(آریا شهر) رساندم و متوجه شدم گروه زیادی از نیروهای ضد شورش اطراف میدان حضور دارند و اجازه ایستادن و تردد در میدان را نمیدهند از چیزهای سوخته کنار خیابانها (احتمالاً سطل آشغال) متوجه شدم لحظاتی پیش اینجا درگیری بوده جمعیتی را هم شاهد بودم که در قسمت شمالی و غرب میدان تجمع کرده اند و پلیس هم سعی در متفرق کردن آنها دارد، تعدای را هم دیدم که با داشتن عکس خامنه ای و احمدی نژاد و شعار مرگ بر منافق (حدود 100نفر) خود را به سرعت از ابتدای بلوار فردوس به سمت متروی صادقیه میکشاندند سعی کردم از مسیر کانال کنار فلکه صادقیه خودم را سریعتر به آنجا برسانم با رسیدن به انتهای خیابان شاهد سوختن چندین سطل آشغال و دکه ای که احتمالاً برای حضور پلیس بوده و یک موتور سیکلت ضد شورش بودم، کمی پایینتر روی کف آسفالت مقداری خون تازه ریخته بود که نمیتوانستم پیشبینی کنم چه بوده ، خود را به جمعیتی که کمی پایینتر بودند رساندم آنها از من میپرسیدند که راه باز بود یا نه که ناگهان تعداد زیادی با لباسهای غیر متعارف و سرپوشهایی که فقط دو چشم ودهانشان معلوم بود به سمت مردم که حتی در این لحظه شعار هم نمیدادند حمله کردند و چند ضربه هم به پای راست من برخورد کرد که دیگر امکام دویدن نداشتم یکنفر هم کمی بالاتر بایک دوربین بزرگ و پوشش نیروهای امنیتی مشغول فیلمبرداری از مردم بود میدیدم تعدادی از مردم رهگزر نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتند که ناگهان موتوری نزدیک شد و از نیروهای آنجا خواست به سمت پایینتر بروند و به مردم هم اشاره میکرد حرکت کنند و تجمع نکنند منهم که درد شدیدی از ناحیه پا داشتم سعی میکردم خودم را از زیر ضربه های نیروهای گذری کنار بکشم که خانم تقریباً مسنی هم به طرفم آمد و مرا به گوشه سمت چپ خیابان که خلوت شده بود کشاند میخواستم بنشینم که گفت بهتر است تا میان کوچه نزدیک به آنجا بروم چون ماندنم با این وضع در خیابان خطرناک است که دستم را گرفت و کمک کرد تا کوچه برسیم و آنجا کناردرب یک خانه نشستم و از ایشان خواستم به مسیر خودش ادامه بدهد چون حالم خوب است ، چند دقیقه ای همانجا نشستم و بعد چون دیدم امکان راه رفتن سریع ندارم سعی کردم زمانی که احساس میکردم مسیر خلوت تر شده خود را به مترو برسانم در مسیر هنوز درگیریهای پراکنده ای بود که مشاهده کردم تعدادی موتور سوار هم خود را به حوالی آنجا رساندند ، کنار درب مترو هنوز تعدادی با هم در گیر بودند که با رسیدن متورسوارها در حال متفرق شدن بودند وقتی داخل مترو رسیدم تعداد زیادی از همان جمعیت داخل آمدند و در همان موقع باجه های بلیط را بستند و گیتها را باز کردند تا حجم زیاد مردم آنجا تجمع نکنند و احتمالاً درگیری پیش نیاید، منهم در حالی که سوار مترو میشدم هنوز فکرم مشغول این قضیه بود که اگر برنامه ریزی مناسب برای حضور مجتمع در خود میدان صورت میگرفت نه دولت کودتا به این راحتی سخنرانی میکرد تا از 200 شبکه خبری پخش مستقیم شود نه تعداد سبزها به اندازه ای بود که نیروهای ضد شورش جرات کنند به طرف آنها حمله ور شوند ، دوستان من احساس میکنم ما در مسیر برنامه دولت قرار گرفتیم و طبق برنامه آنها به مسیرهای جایگزین رفتیم تا برای کنترل میدان آزادی و خیابان آزادی مشکلی نداشته باشند و اینگونه هم شد... اگر این تفکر من درست باشد که احتمالاً هم هست براستی چه باید کرد ؟ مطمئن باشید اگر برنامه درستی نداشته باشیم و اجازه دهیم به راحتی در میان ما نفوذ کنند همانند آنچه روز عاشورا و 22 بهمن رخ داد رنگ جنبش را کم کم کمرنگ و کمرنگ تر خواهند کرد ... و ما نباید بگزاریم !!!
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر